365 روز، 365 مراقبه

هفت راه برای شفافیت در بیان
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
به کودکت بیاموز
۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
نمایش همه

365 روز، 365 مراقبه

مردم به اشتباه فکر میکنند مدیتیشن یا مراقبه همان ساکت در جایی نشستن و تمرکز کردن است اما این فقط روشی برای تمرکز است! در تمرکز نیاز به ذهن است اما در مراقبه نیاز به بی ذهنی! بی ذهنی دقیقا نقطه ی مقابل ذهن و تمرکز است.
در تمرینات اصلی مراقبه ما توجه خود را به بی ذهنی میدهیم. فضایی برای وقفه در تسلسل افکارمان میسازیم و از این رو کم کم به بی ذهنی میرسیم. هرچه تمرینات مراقبه بیشتر انجام شود این وقفه ها بیشتر میشود.
در سلسه تمرینات مراقبه ی اوشو که در 12 جلد و هر جلد برای 30 شبانه روز میباشد به تمرین بی ذهنی، خالی شدن و پس از آن پر شدن از نور معنوی خداوند میپردازد.

در زیر به چند نمونه از مراقبه های اوشو که در این مجموعه آمده است میپردازم:

  دنيا محل انعكاس است. اگر خشم ابراز كنيم خشم به ما بر مي گردد. اگر عشق بدهيم عشق به ما برمي گردد. عشق نبايد خواسته اي داشته باشد زيرا بال هايش را از دست مي دهد و نمي تواند پرواز كند. در زمين ريشه مي كند و زميني مي شود آنگاه به شهوت بدل مي شود و فلاكت و رنج عظيمي به بار مي آورد. عشق نبايد مشروط باشد. نبايد از عشق هيچ انتظاري داشت. عشق را بايد فقط بخاطر خودش پذيرفت نه بخاطر پاداش يا نتيجه.

پيام من عشق است. به خودت عشق بورز كه آغاز كار است. سپس به آناني كه به تو نزديك اند. عشق بورز. پس از آن به دنيا و كل جهان. فقط در اينصورت قادر خواهي بود  به خدا عشق بورزي. سفر از خود آغاز مي شود و درخدا پايان مي پذيرد. اين دو، دو كرانه رودخانه هستند. تو يكي از كرانه ها هستي و خدا آن ديگري و عشق پلي است بين اين دو كرانه.

مهم ترين چيزي كه در زندگي بايد به خاطر داشته باشي اين است كه خدا به تو عشق مي ورزد و تو را به حال خود رها نمي كند. خدا نسبت به تو بي تفاوت نيست. همواره به فكر تو و مراقب توست. اين باور هرقدر در قلبت ژرف تر باشد بهتر است، زيرا اگر تو عشق خدا هرچه بيشتر احساس كني قادر خواهي شد به ديگران عشق بورزي. اينگونه است كه ما قادر به عشق ورزيدن مي شويم. اگر به ما عشق ورزيده شود ما نيز مي توانيم عشق بورزيم و اگر به ما عشق نورزند عشق ورزيدن را نخواهيم آموخت و آنرا نخواهيم شناخت. در دنياي امروز، عشق در حال رنگ باختن است، زيرا خدا رنگ باخته است. آسمان خالي است، در حاليكه در گذشته از عشق آكنده بود. مردم قرنها با چشم دوختن بر آسمان دعا مي كردند. وجودشان تعالي يافته بود. اين احساس را داشتند كه عشق در وجودشان جاري است. عشق همچون باران مي باريد و شست وشويشان مي داد. عشق آنان را به حركت وامي داشت، نوازش مي كرد و دگرگونشان مي ساخت. سپس آنان قادر شدند به ديگران عشق بورزند. اگر از عشق سرشار باشي مي تواني آنرا به ديگران نثار كني. اما اگر از عشق بهره مند نباشي چگونه مي تواني آنرا به ديگران ببخشي؟ و تنها منبع بهره مند شدن از عشق، خداست، زيرا او تنها منبع فناناپذير عشق است.

جهت تهیه ی این محصول کلیک کنید

9 Comments

  1. ناصر گفت:

    سلام . ای کاش برای یک دقیقه هم که شده آزادانه و بدور از آموخته های درون ذهنت که ساخنه و پرداخته خودت ویا شیطان است بتوانی فکر کنی و با پروردگار عالم عنایت خود را به تو بنماید و به راه راست که همان راه انبیای الهی است هدایت شوی و برای آرامش و حقیقت زندگی این همه انرژی مصرف نکنی و مخلوقات پروردگار را اذیت و آزار ندهی .

  2. مستوره گفت:

    واقعا ممنون از گذاشتن این کتاب نایاب و فوق العاده

  3. سپهر گفت:

    خواهش میکنم، امیدوارم تاثیر گذار باشد 🙂

  4. شیما گفت:

    واقعا ممنون بیش از دو ساله ک دنبال این کتاب میگردم

  5. sar گفت:

    یک نکته رو به همه عزیران بگم هیچ وقت هیچ فرد یا مکتبی راکاملا رد نکنید و کاملا هم تایید نکنید.
    نکات مثبت و مفید آنها را بگیرید و نکات متناقض و منفی را رها کنید.sfr

  6. amir گفت:

    daghighan sar dorost mige

  7. Mah گفت:

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

  8. علی گفت:

    به به مرسی ازتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *