زندگی از نگاه دکتر شریعتی

میان گریه میخندم که چون شمع اندر این مجلس
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
به افکارت عادت نکن!
۲۱ شهریور ۱۳۹۰
نمایش همه

زندگی از نگاه دکتر شریعتی

زندگی همچون یك خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است
و تو درآن غرق …
این تابلو را به دیوار اتاق مى زنى ،
آن قالیچه را جلو پلكان مى اندازى،
راهرو را جارو مى كنى،
مبلها به هم ریخته است،
مهمان ها دارند مى رسند و هنوز لباس عوض نكرده اى،
در آشپزخانه واویلاست و هنوز هم كارهات مانده است .
یكی از مهمان ها كه الان مى آید نكته بین و بهانه گیر و حسود
و چهارچشمى همه چیز را مى پاید…
از این اتاق به آن اتاق سر مى كشى،
از حیاط به توى هال مى پرى،
از پله ها به طبقه بالا میروى، بر میگردى
پرده و قالى و سماور و گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى و حسن
وحسین و مهین و شهین …….
غرقه درهمین كشمكش ها و گرفتاری ها و مشغولیات و خیالات
مى روى و مى آ یى و مى دوى و مى پرى
كه ناگهان سر پیچ پلكان جلوت یك آینه است …
از آن رد مشو…!
لحظه اى همه چیز را رها كن ،
خودت را خلاص كن،
بایست و با خودت روبرو شو،
نگاهش كن
خوب نگاهش كن
او را مى شناسى ؟
دقیقا ور اندازش كن
كوشش كن درست بشنا سی اش،
درست بجایش آورى
فكر كن ببین این همان است كه مى خواستى باشى ؟
اگر نه
پس چه كسى و چه كارى فوری تر و مهم تر از اینكه
همه این مشغله هاى سرسام آور و پوچ و روزمره و تكرارى و زودگذر و
تقلیدى و بی دوام و بى قیمت
را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى،
او را درست كنى،
فرصت كم است
مگر عمر آدمى چند هزار سال است ؟!
چه زود هم مى گذرد
مثل صفحات كتابى كه باد ورق مى زند،
آنهم كتاب كوچكى كه پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد…

dr.shariati4

3 Comments

  1. orkideh گفت:

    آری،فرصت اندک هست.باید توی این فرصت خوب خودمونو بشناسیم…

  2. هوشنگ گفت:

    همون ۵۰ ۶۰ صفحه شم واقعا قابل خوندن مجدد نیست زیرا از خجالتت نمیتونی اونو باز خونی کنی دریغ بر منی که همه صفحاتش خط خطی شده

  3. 3pehr گفت:

    هنوز فرصت هست. 🙂 هرچیزی در این دنیا جبران شدنیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *