لذت زندگی

میخ!
۲۲ مهر ۱۳۹۳
انسانیت
۲۴ مهر ۱۳۹۳
نمایش همه

لذت زندگی

يه همکارداشتم سربرج که حقوق ميگرفت تا15روزماه سيگار برگ ميکشيد،
بهترين غذاي بيرون ميخورد
ونيمي از ماه رو غذا ي ساده از خونه مي آورد،
موقعي که خواستم انتقالي بگيرم کنارش نشتم گفتم تا کي به اين وضع ادامه ميدي ؟
باتعجب گفت: کدوم وضع!

گفتم زندگي نيمي اشرافي نيمي گدايي…!!
به چشمام خيره شد وگفت:تاحالا سيگار برگ کشيدي؟گفتم نه!
گفت:تا حالا تاکسي دربست کردي؟ گفتم نه!
گفت:تا حالا به يک کنسرت عالي رفته اي؟ گفتم نه!
گفت:تاحالا غذاي فرانسوي خورده اي؟گفتم نه!
گفت:تاحالا تمام پولتو براي کسي که دوستش داري هديه خريدي تاخوشحالش کني؟ گفتم نه!
گفت:اصلا عاشق بوده اي؟ گفتم نه!
گفت:تاحالا يک هفته از شهر بيرون رفته اي؟ گفتم نه!
گفت اصلا زندگي کرده اي؟با درماندگي گفتم اره…نه…نمي دونم…!!
همين طور نگاهم ميکرد نگاهي تحقير آميز…!!
اما حالا که نگاهش ميکردم برايم جذاب بود…
موقع خداحافظي تکه کيک خامه اي در دست داشت تعارفم کرد و يه جمله بهم گفت که مسير زندگيم را عوض کرد،
اوپرسيد:ميدوني تا کي زنده اي ، گفتم نه!
گفت:پس سعي کن دست کم نيمي از عمرت را زندگي کني….!!!

20141014-192328-69808285.jpg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *