سه پرسش

زندگی بهتر
۲۵ مرداد ۱۳۹۱
خوشبختی کجاست؟
۲۹ مرداد ۱۳۹۱
نمایش همه

سه پرسش

روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود، با هيجان نزد او آمد و گفت: سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده‌ام؟
سقراط پاسخ داد: “لحظه‏اي صبرکن. قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم به آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي.”
مرد پرسيد: سه پرسش؟
سقراط گفت:بله درست است. قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني، لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم. اولين پرسش حقيقت است. کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟
مرد جواب داد: نه، فقط در موردش شنيده ام.
سقراط گفت: بسيار خوب، پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست. حالا بيا پرسش دوم را بگويم، پرسش خوبي. آنچه را که در مورد فرد مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟
مردپاسخ داد: نه، برعکس …
سقراط ادامه داد: پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درمورد آن مطمئن هم نيستي بگويي؟ مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم سودمند بودن است. آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟
مرد پاسخ داد: نه، واقعاً…
سقراط نتيجه گيري کرد: اگرمي خواهي به من چيزي را بگويي که نه حقيقت دارد ونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

Saqrat

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *