بگذار تا مقابل روي تو بگذريم

اندکی با اوشو
۲۶ تیر ۱۳۸۹
به پیش
۲۸ تیر ۱۳۸۹
نمایش همه

بگذار تا مقابل روي تو بگذريم

بگذار تا مقابل روي تو بگذريم
دزديده در شمايل خوب تو بنگريم

شوق است در جدايي و جور است در نظر
هم جور به كه طاقت شوقت نياوريم

روي ار به روي ما نكني، حكم از آن تست
باز آكه روي در قدمانت بگستريم

ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم به آن سريم

گفتي ز خاك بيشترند اهل عشق من
از خاك بيشتر نه، كه از خاك كمتريم

ما با توييم و با تونه‌ايم،اينت بوالعجب
از حلقه‌ايم با تو و چون حلقه بر دريم

نه بوي مهر مي‌شنويم از تو، اي عجب
نه روي آن كه مهر دگر كس بپروريم

از دشمنان برند شكايت به دوستان
چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم

ما خود نمي‌رويم دوان از قفاي كس
آن مي‌برد كه ما به كمند وي اندريم

سعدي تو كيستي؟ كه در اين حلقه كمند
چندان فتاده‌اند كه ما صيد لاغريم

غزل سعدي

منبع

سعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *