به اين دشت بياييد كه مهمان خداييد

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی
۲۲ آبان ۱۳۹۰
اینجا انتهای زمین است…
۲۹ آبان ۱۳۹۰
نمایش همه

به اين دشت بياييد كه مهمان خداييد

khaneh2

درآييد درآييد از آن خانه درآييد
به اين دشت بياييد كه مهمان خداييد
نشسته است لب كوه يكي ابر سبكبال
شما نيز برآييد كزين خاك رهاييد
چو آن ابر نشينيد دمي در بغل نور
چو باران و چو خورشيد بباريد و برآييد
چه خوش چنگ زند باد، به پيراهن شمشاد
شما خيل خموشان به آواز درآييد
نپرسيم كه چونيد، كزين حال برونيد
چه دانيم چراهاش، كه بي چون و چراييد
عجب چهره چو خورشيد پر از مهر پر از نور
ندانيم چگونه ست كه بي مهر و وفاييد
چه سرمست رهيديد، از اين پست پريديد
پرنده تر و خوش تر ز مرغان هواييد…

2 Comments

  1. ramila گفت:

    ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
    معشوق همین جاست بیایید بیایید
    معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار
    در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
    گر صورت بی صورت معشوق ببیند
    هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمایید
    صد بار از این راه بدان خانه برفتید
    یک بار از این خانه بر آن بام برآیید
    گر قصد شما دیدن آن خانه جانست
    اول رخ آیینه به صیقل بزدایید
    احرام چو بستید از آن خانه برستید
    از خرقه ی ناموس بکلی بدرآیید
    آن خانه لطیف است نشانهاش مگویید
    از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید
    کو دسته ای از گل اگر آن باغ بدیدید
    کو گوهری از جان اگر از بهر خدایید
    با این همه آن رنج شما گنج شما باد
    افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
    روبند گشایید ز سر پرده ی اسرار
    پس خویش بدانید که سلطان ، نه گدایید
    گنجید نهان گشته در این توده پر خاک
    چون قرص قمر، ز ابر سیه باز برآیید

    عالـــــــــــی بود .ممنون

  2. همتا گفت:

    سلام من واقعا ذوق زده شدم مطالب عالی وپر بار هستن مرسی ببخشید اجازه دارم این متن ها رو ذخیره کنم برای خودم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *