ادراك سلول اوليه

امشب سبکتر می زنند این طبل بی هنگام را
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
در دهر چو آواز گل تازه دهند
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
نمایش همه

ادراك سلول اوليه

صحبت كردن از ادراك سلول اوليه مستلزم اينه كه ما ” كليو باكستر ” رو كه ” پدر نيروی ادراك سلول اوليه ” ناميده شد، رو بشناسيم. كليو باكستر” كسی است كه هيچ گونه مدرك تحصيلی ندارد، دارای مدرك دكترا هم نيست، اين آقا با وجود اينكه در دانشگاه تگزاس و همين طور در كالج ” ميدلبوری در ورمونت” و تگزاس آ_ ام ، به تحصيل در رشته های مهندسی و كشاورزی و روانشناسی پرداخت ، به دليل يك ترم نرفتن به دانشگاه از اخذ مدركهای علمی خودش محروم شد.

به قول گودمن ، گوروی بزرگ متافيزيك : ” شايد اگه كليو باكستر از داشتن مدرك فارغ التحصيلی خود در هر رشته علمی، محروم نمی شد، آن وقت تمام دانشمندان جهان و همين طور من و شما، هرگز پی نمی برديم كه چنانچه يكی از انگشتان ما زخمی شود، كرفسها و كلم قمريهای درون يخچال ما آن را حس كرده و به ثبت خواهند رسانيد. ” ( تعجب نكنيد، براتون توضيح مي دم. )

به گونه ای شاعرانه تر: ” انسان نمی تواند به گلی دست بزند بدون آنكه ستاره ای در آسمان بلرزد.

حالا كه ميدونم كنجكاو شدين تا رابطه زخمی شدن انگشت رو با كلم قمريهای توی يخچال بدونيد، پس می ريم سر اصل ماجرا.

 Cerebro1-700x450

شروع ماجرا :

در فوريه 1996 ، كليو باكستر توی لابراتوار خودش در شهر نيويورك، نشسته بود كه به طور اتفاقی نگاهش به گياه بزرگ سبز رنگش افتاد كه گوشه آزمايشگاه قرار داشت. اون به نظرش رسيد كه گياهش اندكی بی حال و افتاده است و تصميم گرفت به اون آب بده. بعد ناگهان به فكرش رسيد كه چقدر وقت می گيره تا آب از ريشه ها به سمت برگهای گياه برسه. بنابراين اون يك جفت الكترود با نمودارهای مختلف به يكی از برگها وصل كرد.

به قول خودش اون يه كمی هم احساس بلاهت از اين كارش پيدا كرد چون هيچ آدم تحصيل كرده و درس خونده ای در امورعلمی چنين كاری نمی كنه، اون صبر كرد تا ببينه كه آيا امكان داره رطوبت وارده به گياه به كندی و به تدريج باعث تغيير دادن سطح مقاومت گياه بشه و آن قدر ملموس باشه تا بر روی نقشه نمودار ظاهر بشه يا نه؟

اينجا معجزه اتفاق افتاد، اون ديد كه روی نمودار واكنشی آنی ظاهر شد، به نظر باكستر رسيد كه واكنش گياه مزبور كه در اين هنگام وضعيتی بهتر داشت، به واكنش انسانی كه تحت تاثير محركی عاطفی و احساسی قرار گرفته باشه، شبيه بود، اون با هيجان از خودش پرسيد آيا گياه مزبور می تونه همانگونه هم واكنشی انسانی در برابر تهديد به سلامت و امنيتش، بر روی نمودار ظاهر كنه؟! و تصميم گرفت يكی از برگهای گياه رو بسوزونه و اين رو امتحان كنه.

بهتره اينجای داستان رو از زبون خود باكستر بشنويد : ” …درست در لحظه ای كه تصوير آتش در ذهنم نقش بست، مداد دستگاه با شدتی وحشيانه به حركت در اومد و از روی صفحه نمودار بيرون افتاد، اين اتفاق به شدت من رو منقلب كرد.

يعنی گياه بدون اينكه برگش سوزانده بشه به محض اينكه باكستر در ذهنش تصوير سوزوندن اون رو مجسم كرد، واكنش ترس نشون داده بود. يعنی گياه به وسيله نوعی ارتباط سلول اوليه، مورد تهديد قرار گرفتن سلامت و امنيش را حدس زده بود.

ادامه تحقيقات :
از آن روز به بعد، باكستر صدها آزمايش گوناگون در اين ارتباط انجام داد و با كوشش زياد سعی كرد شواهد بيشتری از نيروی ادراك سلول اوليه، نه تنها در حيات نباتی و گياهی، بلكه در ميوه ها و سبزيجات و تخم مرغ تازه و ماست و سلولهای خونی انسان و بافتهای پوستی و حتی اسپرماتوزوئيد هم به دست آورد. اون ثابت كرد كه گياهان به هر نوع نشانه ای از ناراحتی و نااميدی كه براثر مورد تهديد قرار گرفتن زندگی سلولهای هر عضوی از جامعه زنده، ارسال شده باشه، واكنش نشون می دن. گياهان حتی از سلولهای مرده موجود در خون خشك شده ای كه از انگشتان اتفاقا” مجروح شده فردی چكيده ميشه، هم علايمی دريافت ميكردند و واكنش نشون می دادند.

كشف بزرگ :
كليو كشف كرد كه گياهان قادرند علايمی از ارتباطات ذهنی انسان را از فواصل بسيار دور دريافت كنند، اون به گياهانش الكترود وصل ميكرد و وقتی از فاصله بيست كيلومتری به آب دادن به اونها فكر ميكرد ، گياهان علايم شادی و لذت رو بروز می دادند.

تصوير ذهنی نه كلام :
تصاوير و احساسی كه از ديگر موجودات ارسال ميشه و گياهان اون رو دريافت می كنند، كلمات بر زبان رانده شده رو شامل نميشه ، اين خيلي طبيعيه چون گياهان دوره ي آموزشي فراگيري زبان ما رو سپري نكرده اند، و كلماتي مثل آتش و آب و يا جملاتي مثل دوستت دارم گياه من، يا الان بهت آب مي دم يا شاخه هات رو مي كنم، رو متوجه نمي شوند و به اون واكنش نشون نمي دهند اما هنگامي كه چنين نياتي را به جاي راندن بر زبان، در ذهن مجسم كنيد ( مثلا” در ذهن مجسم كنيد كه به محض رسيدن به خونه آب پاش رو بر مي داريد و گلها رو آب مي ديد) اون وقت،  اونها مفهوم شادي، لذت، تهديد، غم و … رو حتي از راه دور درك مي كنند و واكنش نشون مي دن.

چرا باكستر اين پديده را ادراك سلول اوليه ناميد؟
به اين دليل كه اين نيروي ادراك بدون توجه به عملكرد بيولوژيكي در نظر گرفته شده ي فردي اونها، تمام سلولهايي را كه او نحوه ي كارشان را مورد آزمايش قرار داد، شامل ميشه، اون اين آزمايشها رو روي جانوري تك سلولي به نام پارامسيوم انجام داد و ديد حتي يه جانور كه فقط يك سلول داره مي تونه از فواصل دور تصاوير ذهني آدمها رو درك كنه و بهش واكنش نشون بده‍‍‍‍ ، اون دور و بر جانور رو پر از مخزنهاي قفل دار و قفس هاي پرده اي كرد اما هيچ مانع فيزيكي نتونست مانع بشه كه سلولهاي مورد آزمايش اون به تصويرهاي ذهني آدمها واكنش نشون ندن.
باكستر نتيجه گرفت : ” با آن كه امكان دارد بسيار تعجب آور به نظر برسد، چنين مي نمايد كه يك علامت نيروي حياتي وجود داد كه تمامي مخلوقات را به هم وصل مي كند. ”

ساير تحقيقات باكستر :
بعضي ازكشفيات باكستر خيلي سرگرم كننده وشگفت انگيزه كه من چند تاش رو براتون مي گم چون از اهميت ويژه اي برخورداره

جست و خيز سبزيجات :
اون و همكارهاش الكترودهايي رو به سه نوع مختلف سبزي تازه متصل كردند. اون وقت يكي از دوستهاي باكستر تو ذهنش مجسم كرد كه تصميم داره بره و يكي از اون سه سبزي رو در آب جوش بندازه، سبزي انتخاب شده همين كه در مغز انتخاب كننده، برگزيده شد قبل از اينكه حتي توسط دست لمس بشه از خودش واكنشي رو نشون داد( اين واكنشها توسط دستگاه ثبت و ديده ميشه نه با چشم ) . كه اونها اسمش رو گذاشتن بي هوشي، چرا؟ چون روي صفحه ي رسم نمودار، ناگهان جهشي به سمت بالا ديده شد و سپس بلافاصله خط مستقيمي رسم شد كه نشان دهنده ي حالت بي هوشي است، در واقع اين واكنش گياهه براي اينكه درد نكشه، اون حالت بي هوشي پيدا مي كنه تا تجربه ي دردناكي رو كه در انتظارشه بتونه تحمل كنه.
دو سبزي ديگر همچنان به جست و خيزهاي خود( بر روي صفحه ي نمودار) ادامه دادند تا آنكه سبزي از هوش رفته، آب پز شد. اون وقت دو سبزي ديگه با نوعي ناراحتي دلسوزانه واكنش نشون دادند.

واكنش  تخم مرغها :
اونها اين آزمايش رو با تخم مرغها هم انجام دادند و به نتيجه ي مشابهي رسيدند. وقتي توي ذهن تصميم گرفتند كه يك تخم مرغ رو از داخل يخچال بردارند و بشكنند، تخم مرغ همون عكس العمل اغما رو نشون داد و از هوش رفت، وقتي تخم مرغ شكسته اي رو در كنار تخم مرغهاي سالم قرار دادند، تخم مرغهاي سالم واكنشي عصبي از خودشون نشون دادند.

خانم گياه شناس يا جادوگر بدجنس گياهان :
يك بار خانم گياه شناسي پيش كليو آمد تا به چشم خودش واكنش نشون دادن گياهان رو ببينه.كليو قبول كرد و خانم رو پيش گياهانش برد و شروع كرد به گياهانش الكترود وصل كردن. اما در نهايت تعجب ديد كه همه ي گياهان حالت بي هوشي از ترس پيدا كرده اند و هيچ واكنشي نشون نمي دهند، كليو انديشيد بايد اونها با ورود خانم دچار اين حالت شده باشند اون از زن پرسيد كه در هنگام ورود به لابراتوار چه افكاري در ذهن داشته؟ خانم گياه شناس پاسخ داد كه :” من بيشر مواقع گياهان رو جمع مي كنم و در آزمايشگاه در اجاقي مي سوزونم تا وزن خشك شده شان را به دست بياورم ” معما حل شده بود گياهان وحشتزده ي كليو، از طريق نيروي ادراك گياهي شون فهميده بودند كه جادوگر بدجنس گياهها، با اون افكار ترسناكش وارد لابراتوار شده و همه از ترس بي هوش شده بودند، به محض بيرون رفتن خانم همه ي گياهها به حالت عادي در اومدند، كليو باكستر نتيجه گرفت گياهان براستي قادرند هر گونه حال و حسي را در هاله ي تابان انسانها، به هنگام نزديك شدنشان به خود جذب كنند.
و با ادامه ي تحقيقاتش فهميد كه اين درباره ي هر سلول اوليه اي صدق مي كند نه فقط گياهان.

شناسايي قاتل:
تعدادي افسر پليس دانشجو، از چند ايالت مختلف شاهد اين آزمايش بودند. از ميان شش افسر پليس يكي انتخاب شد تا نقش قاتل را بازي كند اين افسر، يكي از دو گياهي را كه به مدت چندين هفته در كنار هم بودند، انتخاب كرد و از درون گلدان بيرون كشيدآنگاه برگهاي گياه كنده شده را كند و ريز ريز كرد آنهم در برابر گياه ديگر چند ساعت بعد آن شش افسر پليس يكي يكي وارد اتاق شدندو در برابر گياه شاهد عيني ، كه الكترودهايي به آن وصل شده بود، قرار گرفتند. آن گياه حالت طبيعي ويژه ي خود را داشت كه بر روي صفحه ي نمودار دستگاه نقش مي بست و هيچ گونه واكنش غير عادي نشان نمي داد. اما وقتي افسري كه دوست گياه ياد شده را كنده بود، و به قتل رسانده بود، وارد اتاق شد ، گياه بلافاصله و به شدت واكنش نشان داد.
اين قضيه اين فكر را پديد آورد كه در آينده اي نزديك، ممكن است يك قاتل يا دزد كه وارد خانه اي شده، به استناد شهادت يك گياه،مجرم شناخته بشود چون گياه يا سلول اوليه همين واكنش را نسبت به انساني كه در برابرش به قتل رسيده باشد نشان مي دهد و اين فقط شامل قتل نيست گياهي كه شاهد كتك كاري يا خشونت يا دعوا يا مشابه آن باشد مي تواند شهادت بدهد.

اهميت اين اكتشاف باعث شد تا اين موضوع به نام ” ادراك سلول اوليه “ناميده شود و”كليو باكستر” از نظر دانشمندان علوم،” پدر سلول اوليه” ناميده شود.
( اگر مايليد در مورد نتايج شگفت انگيزي كه كليو و همكارانش به دست آوردند، بيشتر بدانيد مي تونيد به كتاب ” زندگي مرموز گياهان ” نوشته ي پيتر تامكينز و كريستوفر برد  مراجعه كنيد يا كتاب ارتباطات بيولوژيكي و قابليتهاي آن نوشته ي كليو باكستر به همراهي استيفن وايت)
خوب! حالا به نتايجي كه مي خوايم از اين مبحث بگيريم، مي رسيم ، يعني به درس خودمون :
1 _ وقتي گياهان و حتي تخم مرغها ي داخل يخچال و سبزي تازه از زمين كنده شده و حتي يك موجود تك سلولي ( كلا” سلول هر موجود زنده يا چيزي كه متعلق به موجود زنده است مثل تخم مرغ)مي توانند تصاوير ذهني انسانها رو دريافت كنند آيا ما به عنوان برتر مخلوقات نبايد بتونيم آگاهانه اين كار رو انجام بديم؟! پس چرا بعضي از ما، گاهي فكر مي كنيم شناخت نيروهاي ذهنيمون گناهه و با دين يا سعادت اخروي ما و خواست خداوند مغايرت داره؟! اگر اين خصوصيت ( كه ما اون رو بعدها بررسي مي كنيم و حتي به تمرين تله پاتي مي پردازيم) نا پسند بود آيا خداوند اون رو در تمام سلولهاي موجودات زنده قرار مي داد؟!
2 _ در مي يابيم كه درست ترين نوع ارتباط با ديگر موجودات اينه كه از طريق درونمون با درون اونها برخورد كنيم نه فقط با كلام. زبان اهميتي نداره. گياهان و ساير موجودات كلام رو نمي فهمند اما همگي تصاوير ذهني آدمهايي با زبانهاي متفاوت رو دريافت مي كنند اينجاست كه مي فهميم چرا با انجام دادن تمرين بخشايش براي ديگران يا نوشتن نامه براي فرشته ي آدمها باعث ايجاد حوادث بهتري مي شويم.
3 _ با اين مثالها اهميت ساختن تصاوير ذهني و تجسم خلاق رو مي فهميم. وقتي ما تصوير ذهني مي سازيم همه ي كائنات آن را دريافت مي كنند. پس مراقب تصويرهاي ذهني كه مي سازيم باشيم.
4_ از اين وحدتي كه در تمام سلولهاي زنده وجود داره به يگانگي و وحدانيت خداوندي كه چنين نظمي را برقرار كرده مي رسيم. ( وحدت در عين كثرت) “تبارك الله احسن الخالقين.”
آیا ما خودمون رو از چنین خداوندي بزرگتر و با فهم و شعور تر
می دونیم که براي اون تعیین تکلیف می کنیم که چی به ما بده و چی نده؟! و تصمیم می گیریم که کدام دستور خدا را که
مطابق میلمونه انجام بدیم و کدومش رو انجام ندیم؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *